السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
43
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
1 . امداد غيبى در طريق تحصيل علّامه آن طور كه در شرح زندگى خود نوشتهاست ، اوايل طلبگى علاقهء زيادى به ادامهء تحصيل نداشتهاست . از اين رو هر چه مىخوانده ، نمىفهميدهاست و چهار سال به همين نحو روزگار را گذرانيده ، تا عنايات الهى شامل حالش گشته ، روحيهء ايشان عوض مىشود به طورى كه تا پايان تحصيل هرگز از آموختن ، خسته و دلسرد نمىشود ، و زشت و زيباى جهان را فراموش كرده ، بساط معاشرت با غير اهل علم را به طور كلى بر مىچينند و در خور و خواب و لوازم زندگى به حدّاقل ضرورت قناعت نموده ، باقى را به مطالعه مىگذرانند . يكى از شاگردان ايشان استاد محترم آقاى حائرى شيرازى است . ايشان نقل مىكنند : شبى بعد از اتمام نماز مغرب و عشا خدمتشان عرض كردم : عرضى دارم ، نمىدانم جواب مىدهيد يا نه ؟ فرمود : چنانچه بدانم مىگويم . عرض كردم : مربوط به شخص شماست ، مىخواهم در جواب دريغ نكنيد . فرمود : آنچه بدانم دريغ ندارم . عرض كردم : شنيدهام كه حضرت عالى در سنين گذشته عملى داشتهايد كه بعد از اين عمل ، خداوند لطفى فرموده و تفضّلى كرده و از آن به بعد مجهولى براى شما باقى نمانده است . وقتى اين را گفتم مقدارى چهرهاش برافروخته شد . و فرمود : چون وعده كردم كه جريان را بگويم مىگويم . و فرمود : در ابتداى تحصيلم در تبريز به خواندن سيوطى مشغول بودم . روزى استاد ، مرا امتحان كرد . من در امتحان رفوزه شدم و از عهدهء امتحان برنيامدم . استاد به من فرمود : وقت خود و وقت مرا تضييع كردى . اين تعبير براى من بسيار سنگين بود . ديگر نتوانستم در شهر بمانم . از شهر خارج شدم و به كنارى رفتم ؛ جايى كه از اغيار خالى بود . به عملى مشغول شدم ( نفرمود چه عملى ) بعد از اتمام آن عمل خداوند عنايتى فرمود . اين را كه گفت ، ديگر ساكت شد .